ارتباط شخصیت، کشور، تاریخ، ماتریس. کمی درباره آینده
ترجمه ویدیو
ما به مرور عادت به دیدن سیاستمداران به عنوان عروسکهایی که تردید، منطق و تقریباً مانند رباتهای سیاسی فاقد آن هستند. اگرچه این حقیقت تا حدی در این باره صادق است. من معتقدم که روزی بشریت خواهد توانست چنین پدیدهای را درک کند که یک انسان-عمل وجود دارد، زمانی که یک فرد به یک شخصیت سیاسی برجسته تبدیل میشود. در طول دههها کار در زمینه علوم انسانشناسی شناخته شده، بسیاری از چیزها برایم بسیار واضح شد. بله، قطعاً افراد سیاسی شخصیت خود را بازنویسی میکنند. و این یک فرایند تصادفی نیست. پس از همه، تاریخ دارای یک الگوی آماده است که به راحتی اصلاح نمیشود. این تا به امروز صادق بوده است زیرا فضایی با ارتعاشات پایین به معنای وجود جایگزینها نبود و مجبور بود طبق اسکریپت داده شده حرکت کند. و مردم خود نیز عمدتاً اصل ساده زندگی و قوانین رفتار در جامعه را داشتند و در چنین واقعیت ساختار یافتهای زندگی میکردند. مردم متوجه این موضوع نبودند و همه چیز طبق قواعد داخلی و خارجی بازی سیاسی بود. و اکنون ما شاهد فروپاشی این منظمیت هستیم. فضای و شرایط ژئوپلیتیک به نظر میرسد که در حال حرکت، شدن سورئال هستند و در عین حال همچنان زندگی میکنند مانند فردی که دیوانه شده اما سعی میکند همه را متقاعد کند که دیدگاهی غیرقابل تغییر دارد. و البته برای ایفای نقش رهبر، یک برنامه خاص باید در او نصب میشد که با ویژگیهای انسانی واقعی او در تضاد بود، ویژگیهایی که اگر بخواهید آنها را مشخص کنید. و ما اغلب هنوز شگفتزده هستیم که یک یا دیگر سیاستمدار به چه موقعیت عجیب و غریبی افتاده است، که آشکارا «تعادل خود را از دست داده» و مانند یک دیوانه ادامه میدهد که بردار سیاسی خود را کاملاً از منطق انسانی جدا کند. و البته ورود به این سیستم، حتی فردی با کیفیتهای انسانی عالی، این سیستم، همانند ماتریس، او را کاملاً خراب میکند، او را در بافت تاریخی که توسط رویدادهای جاری تعیین شده است، ادغام میکند و امکان ارتباط انتقادی با خود، فرآیندهای در حال انجام و تصمیمگیریهایی که به هر حال از قبل توسط عوامل بالادستی تعیین شدهاند، را فراهم نمیکند. اما با ورود به یک عصر جدید، یک فضای زمانی جدید، قوانین تعامل ساختار ماتریس، انتخاب و رویدادها شروع به تغییر میکنند. و همه چیز که قبلاً در اکثریت تردید ایجاد نمیکرد اکنون کاملاً احمقانه، خندهدار، غیرمنطقی به نظر میرسد تا جایی که به نظر میرسد کودکان مسئولیت جهان را بر عهده گرفتهاند و تصمیم گرفتهاند که با آن فوتبال بازی کنند. البته افراد نخبه سیاسی سابق اینقدر احمق یا فاقد احساسات درونی نیستند، ترسها، اما به شدت در انتخاب اقدامات خود محدود شدهاند. و برای تحمل راحتتر آنچه که بر آنها تحمیل میشود، اغلب متقاعد میشوند که مسیر خود را باور کنند زیرا در غیر این صورت سیستم-ماتریس آنها را نابود خواهد کرد. این البته یک فرمول بسیار جهانی است اما البته برای هر کدام از آنها به طور انحصاری فردی است. اما چیزی که تقریباً آنها همه را متحد میکند، پیروی اجباری از برنامه اقدام در بافت سیستم است که آنها را پذیرفته و معمولاً به شدت بر اجرای توابع داخلی آن تأکید دارد.
بسیاری از کسانی که مدتها مرا میخوانند یا به من گوش میدهند، به یاد دارند که من در مورد پاییز سال 2024 نوشت و صحبت کردم، که آن را آغاز انتقام نامیدیم. و این به اتفاقی نبود. در آن زمان، یک خسوف خورشیدی بسیار نادر از نظر شدت و سورئالیسم خود برجسته بود، صحنهای ایجاد میکرد که در آن کل سیستم قبلی، ماتریس کلی روابط اجتماعی و ژئوپلیتیک، قرار بود مسیر را برای نشان دادن تاریکترین، بهطور واضح تحریکآمیز و بهوضوح نقض تمام قوانین عدالت، حقیقت و نقض کامل حقوق بشر آغاز کند. یعنی تخریب چشمانداز ژئوپلیتیک قبلی شروع شد. در همان زمان، اهداف واقعی و انگیزههای قبلاً پنهان نخبگان، به همراه قوانین حاکم بر زندگی انسان، قرار بود کاملاً آشکار شوند. جایی که نقض قوانین، دروغ به شکل آشکارتر و نقض واضح تمام قوانین و حقوق بشر، برای همه واضح و غیرقابل انکار شد. و تخریب معماری قدرت قبلی و مدیریت رویدادهای جهانی، قرار بود توسط نخبگان احساس شود و آنها را مجبور به عمل کند و چهره واقعی و افکار خود را نشان دهد. بهطورکلی، هر خسوف خورشیدی یک برنامه 19.5 ساله را تنظیم میکند. اما اجرای زندهترین سناریوی آن در سالی پس از وقوع آن اتفاق میافتد. بنابراین، ما شاهد این افول قدرت، قوانین بازی بر اساس مقیاس جهانی و تغییر رویدادها مرتبط با خطر برای بسیاری از نخبگان هستیم. این نشان میدهد که بسیار زود ممکن است انتقام به اشکال مختلف آنها را فرا بگیرد.
وقتی شروع به بررسی چهرههای برجسته و کشورها کردم، متوجه شدم که بسیاری از آنها، چه افراد سیاسی تاثیرگذار و چه کشورها، با این تصویر آینده “گداختن” یا سقوط قریبالوقوعشان در آینده نزدیک هماهنگ شده بودند. برای مثال، در آن زمان رهبر کانادا یکی از آنها بود. و همانطور که میدانیم، زندگی سیاسی او به پایان رسید. همچنین نیروهای قدرتمندتری که سرنوشت آنها با این طرح سیارهای گره خورده است، اما این مسئله زمانبر است. احتمالاً پاییز ۲۰۲۵ ما شاهد مرحله کلیدی بعدی سقوط سیستم سابق حاکمیت جهانی خواهیم بود و بهار ۲۰۲۶ ممکن است صحنهای برای شکست نهایی کل سیستم سابق قدرت باشد. این ممکن است به ویژه بر اروپا تاثیر بگذارد.
اغلب اتفاق میافتد که یکی از چهرههای برجسته نخبگان سیاسی به معنای واقعی کلمه یک پروژکت آینده است، مسیر کل گروههای بزرگی از کشورها را تعیین میکند، مانند مثلاً اروپا. بله، افرادی هستند که تا آخرین نفس برای افزایش فشار اقتصادی و نظامی بر روسیه و بر کل مفهوم روسیه که پیش میرود تلاش خواهند کرد. البته من به دو جهان متفاوتی اشاره میکنم که اکنون کاملاً قابل مشاهده هستند. این مسیر، ادامه سناریوی جهانیگرا و تقویت عمودی قدرت جهانی است، و جهانی که ممکن است هنوز در دید آینده خود کور باشد اما با این طراحی جهانیست مخالف است. و بله، این جهان مخالف، به شخص روسیه، قویتر و آمادهتر میشود تا شکلهای جدیدی از معماری زندگی مختلف را جستجو کند، از جمله زمینههای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی. و در حالی که ما شاهد برخی سناریوهای ناخودآگاه هستیم که نه برای چیزی بلکه علیه آنچه به نظر میرسد به طور کلی ویرانگر است، طراحی شده است. و ما به مرحلهای نزدیک میشویم که اوایل تابستان ۲۰۲۵ شروع خواهد شد، سوخت بیشتری به آتش دنیای قدیمی اضافه میکند. و البته برای برخی الهامبخش خواهد بود، و برای دیگران ترسناک. درباره این موضوع بعداً بیشتر صحبت خواهیم کرد.
ارتباط شخصیت، کشور، تاریخ، ماتریس. کمی درباره آینده
ترجمه ویدیو
ما بهطور کلی به این عادت افتادهایم که سیاستمداران را مانند عروسکهایی بدون تردید درونی، منطق و تقریباً مانند رباتهای سیاسی ببینیم. اگرچه در این مورد تا حدی حقیقت وجود دارد. من فکر میکنم که روزی انسانیت خواهد توانست چنین پدیدهای را درک کند: وقتی یک فرد به یک شخصیت سیاسی مهم تبدیل میشود. در طول دههها کار در زمینه علوم انسانشناسی شناختهشده، بسیاری از چیزها برایم کاملاً واضح شد. بله، واقعاً مردم در سیاست شخصیت خود را بازبرنامهریزی میکنند. و این یک فرایند تصادفی نیست. پس از همه، تاریخ دارای یک الگوی آماده است که به راحتی اصلاح نمیشود. این تا به امروز ادامه داشته است زیرا فضایی با ارتعاشات پایین به معنای وجود جایگزینها نبود و مجبور بود طبق اسکریپت داده شده حرکت کند. و مردم خود نیز در بیشتر موارد اصل زندگی ساده و قوانین رفتار اجتماعی را در چنین واقعیت ساختاریافتهای دنبال میکردند. مردم متوجه این موضوع نبودند و همه چیز طبق قوانین داخلی و خارجی بازی سیاسی بود. و اکنون ما شاهد فروپاشی این منظمیت هستیم. فضای ژئوپلیتیک و جو ظاهراً در حال حرکت، غیرواقعی شدن و در عین حال ادامه زندگی مانند شخصی که دیوانه شده اما سعی میکند همه را متقاعد کند که چشمانداز ذهنی او غیرقابل تغییر است. و البته برای ایفای نقش رهبر، یک برنامه مشخص باید در او “نصب” میشد که با ویژگیهای انسانی واقعی او در تضاد بود، اگر میتوان اینگونه گفت. و ما اغلب حیرتزده میشویم وقتی یکی از سیاستمداران یا رهبران موقعیت عجیب و غیرمنطقی خود را حفظ میکنند و گویی دیوانه هستند اما همچنان بر مسیر سیاسی مخرب خود ادامه میدهند و کاملاً منطق انسانی را نادیده میگیرند. و البته ورود به این سیستم، حتی برای فردی با کیفیتهای انسانی عالی، باعث شکستن او توسط سیستم میشود، او را در بافت تاریخی که توسط رویدادهای جاری تعیین شده است قرار میدهد و بدون امکان ارتباط انتقادی با خود، فرایندها و تصمیمگیریهایی که قبلاً از بالا تعیین شده بودند. اما ورود به یک عصر جدید، یک فضای زمانی جدید، قوانین تعامل ساختار ماتریسی، انتخاب و رویدادی را تغییر میدهد. و همه چیز که قبلاً در اکثریت تردیدبرانگیز نبود حالا کاملاً احمقانه، خندهدار و غیرمنطقی به نظر میرسد تا جایی که انگار کودکان مسئولیت جهان را بر عهده گرفتهاند و تصمیم گرفتهاند فوتبال بازی کنند. البته افراد نخبه سیاسی سابق اینقدر احمق یا فاقد احساسات درونی نیستند اما گزینههای خود را بسیار محدود میبینند. و برای تحمل بهتر آنچه بر آنها تحمیل شده است، اغلب خود را متقاعد میکنند که مسیر فعلی خود را دنبال کنند زیرا در غیر این صورت سیستم ماتریسی آنها را نابود خواهد کرد. البته این فرمول بسیار عمومی است اما البته برای هرکسی به طور انحصاری فردی است. اما چیزی که تقریباً همه آنها را متحد میکند، پیروی اجباری از برنامه اقدام در بافت سیستم است که آنها را پذیرفته و معمولاً اجرای توابع داخلی آن را سختگیرانه درخواست میکند.
بسیاری از کسانی که مدتها مرا میخوانند یا به من گوش میدهند، به یاد دارند که من در مورد پاییز 2024 نوشتم و صحبت کردم، که آن را آغاز انتقام نامیدیم. و این به حال اتفاقی نبود. در آن زمان، یک خسوف خورشیدی بسیار نادر از نظر شدت و سورئالیسم خود برجسته بود، ایجاد سناریویی که کل سیستم قبلی، ماتریس کلی روابط اجتماعی و ژئوپلیتیک، قرار بود مسیر را برای نشان دادن تاریکترین، واضحتر تحریکآمیز و نقض آشکار همه قوانین عدالت، حقیقت و نقض کامل حقوق بشر آغاز کند. یعنی تخریب چشمگیر چشمانداز ژئوپلیتیک قبلی شروع شد. همزمان، اهداف واقعی و انگیزههای قبلاً پنهان نخبگان، به همراه قوانینهایی که بشریت بر اساس آنها زندگی میکرد، قرار بود کاملاً آشکار شوند. جایی که نقض قوانین، دروغ گویی به شکل واضحتر و حتی بیشتر نقض قوانین، که برای همه واضح و غیرقابل انکار بود، آشکار میشد. و تخریب معماری قدرت قبلی و مدیریت رویدادهای جهانی قرار بود توسط نخبگان احساس شود و آنها را مجبور به عمل کند و چهره و افکار واقعی خود را نشان دهد. به عنوان یک قاعده کلی، هر خسوف خورشیدی یک برنامه 19.5 ساله را تنظیم میکند. اما سناریوی زندهترین اجرای آن در سالی که پس از وقوع آن اتفاق میافتد، رخ میدهد. بنابراین، ما شاهد این افول قدرت، قوانین بازی در مقیاس جهانی هستیم و تغییر رویدادهایی که به خطر برای بسیاری از نخبگان مرتبط است. این نشان میدهد که بسیار زود ممکن است انتقام در اشکال مختلف آنها را بگیرد.
وقتی شروع به بررسی مهمترین شخصیتها و دولتها کردم، متوجه شدم که بسیاری از آنها، چه افراد سیاسی تاثیرگذار و چه کشورها، با این تصویر آینده “کیفر” یا سقوط آتی آنها در آینده نزدیک هماهنگ شدهاند. برای مثال، در آن زمان رهبر کانادا یکی از آنها بود. و همانطور که میدانیم، کارنامه سیاسی او به پایان رسید. و نیروهای قدرتمندتری که سررشته آنها پیچیدهتر است، نیز در خط مشی این طراحی سیارهای قرار دارند، اما این مسئله زمانبندی دارد. و احتمالاً پاییز ۲۰۲۵ ما میتوانیم مرحله کلیدی بعدی سقوط سیستم سابق حاکمیت جهانی را مشاهده کنیم. و بهار ۲۰۲۶ ممکن است طرح نهایی شکست کل سیستم سابق قدرت را ترسیم کند. این ممکن است به ویژه بر اروپا تاثیر بگذارد.
غالباً ما يحدث أن أحد أبرز الشخصيات في النخبة السياسية هو مجرد انعكاس للأحداث المستقبلية، وتحديد مسار كتل بأكملها من الدول، على سبيل المثال، “أوروبا”. نعم، هناك أشخاص سيسعون حتى النهاية لتعزيز الضغط الاقتصادي والعسكري على “روسيا” وعلى المفهوم الذي تتبعه “روسيا” بالكامل. بالطبع، أنا أتحدث عن العالمين اللذين أصبحا مرئيين بوضوح الآن. هذا هو المسار، واستمرار ما يسمى سيناريو النيو-ليبرالي وتعزيز العمود الفقري للقوة العالمية، والعالم الذي قد يكون أعمى في آرائه المستقبلية المقبلة ولكنه يعارض هذا التصميم النيو-ليبرالي. وبالطبع، هذا العالم المعارض، في شخص “روسيا”، يبدأ بالفعل في اتخاذ ملامح الوعي وهو مستعد لاستكشاف أشكال جديدة لهندسة الحياة المختلفة، بما في ذلك السياق الاقتصادي والسياسي والثقافي. ونحن نقترب من المرحلة التي ستبدأ في الاشتعال بالفعل في أوائل “صيف 2025″، مما يضيف وقوداً إلى نار العالم القديم المحترق. وبالطبع، بالنسبة لبعض الأشخاص، سيكون هذا ملهمًا، بينما بالنسبة للآخرين، سيكون مثل نهاية الحياة. وسيبدأ “صيف 2025” في تحريك جميع مفاتيح تحديث العالم القديم، تقريباً دون تردد في المجالات والمناهج. بالنسبة لبعض الأشخاص، سيكون هذا ممتعًا، بينما بالنسبة للآخرين، سيكون مخيفاً. سنتحدث عن ذلك بالتفصيل لاحقًا.






